داستان های از بزرگان و منابع جدید قدیم
نويسندگان
سید رضا هاشمی

"روحاني و کودک"

روحاني راه مسجد را گم کرده بود .

از کودکی خردسال پرسید :

فرزندم !

مسجد این محل کجاست ؟

کودک گفت: آخر همین خیابان ،

به طرف چپ بپیچید ،

آن جا گنبد مسجد را خواهی دید .

روحاني گفت: آفرین فرزند!

من هم اکنون در آنجا سخنرانی دارم ،

تو میخواهی به سخنانم گوش دهی ؟

کودک پرسید :درباره چه چیزی

صحبت میکنی ،حاج آقا !؟

روحاني گفت: می خواهم راه

بهشت را به مردم نشان دهم .

کودک خندید و گفت:

تو راه مسجد را بلد نیستی

می خواهی راه بهشت را به مردم نشان بدهی!!!




 
 
[ شنبه 28 مرداد 1396  ] [ 5:50 PM ] [ سید رضا هاشمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By Rasekhoon :.

درباره وبلاگ

آخرين مطالب
آمار سایت
كل بازديدها : 46898 نفر
كل مطالب : 769 عدد
کل نظرات : 0عدد
آخرین بروز رسانی : سه شنبه 1 اسفند 1396